مفهوم مديريت زنجيره تامين و لجستيك:

  • لجستیک ريشه‌اي يوناني دارد و در موارد نظامي براي جابجايي جنگ‌افزار ، مهمات و جيره غذايي در مواقع حرکت از مکان اصلي به سمت خط مقدم استفاده مي‌شود. در زبان يوناني ، رومي و امپراطوري رم شرقي، نظامياني وجود داشتند با نام LOGISTIKAS که وظيفه مسائل مالي و تقسيم مايحتاج بر عهده آنان بوده است.

    در ديکشنري آکسفورد لجستيک به اين صورت تعريف شده: قسمتي از علوم نظامي که وظيفه تهيه و تحويل آماد و جابجايي مواد و افراد و تجهيزات را دارد و در ديکشنري ديگري به اين صورت تعريف شده است : مدت زماني که براي مهيا کردن منابع مورد نياز است. لجستيک به صورت عمومي شاخه‌اي از علوم مهندسي است که سيستمهاي انساني بجاي سيستمهاي ماشيني ايجاد مي‌کند.

    لجستيك به كليه فعاليت هاي هماهنگي اطلاق مي شود كه جهت بررسي، تحقيق، مطالعه و برآورد نيازها و احتياجات اوليه در زمينه وسايل و تجهيزات، ماشينها و ابزارآلات ، تاسيسات و قطعات از هر نوع و كليه امور مربوط به تهيه، توليد، بيمه، نگهداري، انبارداري، توزيع، حمل و نقل، تنظيم و تهيه روش انجام كار، طراحي سيستم و دستور العمل و نظارت بر موارد فوق انجام مي گيرد.

  • گستره‌هاي مديريت لجستيک عبارت هستند از:

    لجستيک داخل مرزهاي يک کشور
    لجستيک داخلي
    لجستيک خارج از مرزهاي کشور

  • نگاهی به وضعیت کشورمان در حوزه لجستیک و حمل‌ونقل برای تجارت خارجی، این مسئله را آشکار می‌کند که اصولاً برخی مولفه‌های مهم و حیاتی مرتبط با این موضوع در کشور تقریباً غایب هستند. پایانه‌های حمل‌ونقل ترکیبی برای انتقال کالا بین شبکه‌های جاده‌ای، ‌ریلی،‌ دریایی و هوایی که بتوانند دو یا بیشتر این شبکه‌ها را به یکدیگر متصل کنند تقریباً وجود ندارند. از طرف دیگر هنوز هیچ هاب لجستیکی در کشور توسعه نیافته است.
    هاب‌های لجستیکی بسته به نوع و سطح جغرافیایی ارائه خدمات در انواع مختلف طبقه‌بندی می‌شوند که البته حتماً باید پایانه حمل‌ونقل ترکیبی را به عنوان بخشی از ساختار خود داشته باشند. در این رابطه بنادر خشک، ‌مراکز لجستیکی بین‌المللی و شهر لجستیک مهم‌ترین هاب‌های لجستیکی با قابلیت ارائه خدمات در سطح بین‌المللی هستند. تلاش برای ایجاد اولین بندر خشک کشور در ایستگاه آپرین در نزدیکی تهران دهه‌هاست که به نتیجه نرسیده و علیرغم تامین برخی زیرساخت‌ها موانع جدی در راه‌اندازی آن وجود دارد.
    ایجاد سایر هاب‌های لجستیکی اگر چه در برنامه پنجم توسعه مد نظر قرار گرفت اما اقدام جدی برای تحقق آن صورت نگرفت. لازمه بکارگیری پایانه‌های ترکیبی و هاب‌های لجستیکی، وجود خدمات حمل‌ونقل چندوجهی و خدمات لجستیک طرف سوم است. ضوابط فعالیت این نوع کسب‌وکار‌ها و ارائه خدمات مرتبط در کشور ما وجود نداشته و در نتیجه این خدمات در کشور هنوز رسماً تعریف نشده‌اند.

  • محرکها و آمیخته های لجستیک عبارتند از :

    تسهیلات: موجودی، حمل و نقل، اطلاعات و SKU ( یکسان سازی و واحدسازی مجموعه کالاها، بسته بندی ها، انبارها و هر فعالیتی که یکپارچه سازی را تسهیل نماید.) یا روش های تجمیع و تفکیک بارها و محمولات consolidation معمولا از شاخص های کلیدی عملکرد استفاده می کنیم تا طراحی شبکه دقیقتر، کاراتر و پاسخگوتر باشد ( نیاز به تکنولوژی فناوری اطلاعات در لجستیک یک امر بدیهی است.)
    طراحی شبکه: روشی استکه طی آن شرکتها خود و دیگر شرکت های همکار را برای دستیابی به بهترین شبکه لجستیکی سازماندهی، ساماندهی می نمایند.
    اطلاعات: اطلاعاتی که برای هماهنگ سازی عملیات لجستیکی مورد نیاز است.
    ترابری: جابجایی فیزیکی کالا
    حمل و نقل: جابجایی کالا و انتقال مالکیت
    مدیریت موجودی: تنظیم حداقل میزان موجودی و نحوه باز پرسازی موجودی ها
    انبارداری، جابجایی مواد و بسته بندی: انبارش، جابجایی، مدیریت فیزیکی کالا

  • شش هدف عملیاتی هر سامانه لجستیکی :

    واکنش سریع: هر شرکتی که بتواند به تغییرات و خواسته های جدید به سرعت پاسخ دهد، عامل کلیدی موفقت کسب و کار و پاسخگویی را داراست.
    حداقل نوسانات: خروجی سیستم می بایست ادامه دار باشد. بعنوان مثال زمان تحویل از ثبات برخوردار باشد.
    حداقل موجودی: موجودی اصولا هزینه بر است و لذا می بایست سعی نمود که موجودی ها را در حد کمینه حفظ کرد.
    تجمیع محمولات: هزینه های حمل و نقل را می توان با تجمیع محمولات کوچکتر در یک بخش از محموله بزرگتر با تناوب کمتر کاهش داد.
    کیفیت: نه تنها بایستی بالاترین کیفیت مد نظر باشد، بلکه خدمات لجستیکی نیز بایستی خود را با استانداردهای کیفیت وفق دهند.
    پشتیبانی از محصول در طول زندگی محصول: یعنی کافی نیست که کالایی را در مقصد تحویل دهیم، بلکه بایستی مرجوعی ها را نیز سازماندهی کنیم، قطعات یدکی را تامین کنیم و بسته بندی لازم را انجام یا اصلاح کرده و عملیات بازیافت، پسماند، بازگرداندن کالاهای معیوب، جمع آوری ضایعات و زائدات را هم برنامه ریزی و اجرا کنیم. ( لجستیک معکوس )

نسل های مختلف لجستیک و شرکت های لجستیکی:

  • این نسل از ارایه‌دهندگان خدمات لجستیکی (PL1) همان شرکت یا شخص حقیقی است که نیاز دارد بار، کالا، محصول یا وسیله خود را از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر حمل کند و خودش این کار را انجام می‌دهد. عبارت «ارایه‌دهندگان خدمات لجستیکی طرف اول» هم به ارسال‌کننده بار و هم به دریافت‌کننده بار اطلاق می‌شود.

    یک (PL1) ممکن است یک سازنده، تاجر، واردکننده، صادرکننده، عمده‌فروش، خرده‌فروش یا توزیع‌کننده‌ای در حوزه تجارت بین‌الملل باشد. (PL1) همچنین ممکن است مؤسساتی همچون یک دستگاه دولتی یا یک شخص حقیقی یا خانواده‌ای باشد که از یک مکان به مکانی دیگر جابجا می‌شود.در یک کلام، هرکسی که کالایی را از مبدا آن به مکانی جدید جابجا کند به عنوان یک «ارایه‌دهنده خدمات لجستیکی طرف اول» محسوب می‌شود.

  • این نسل از ارایه‌دهندگان خدمات لجستیکی(PL2)، متصدیان حمل‌ونقلی هستند که دارای دارایی‌های سرمایه‌ای (همچون کامیون، فضای انبار و مانند این ها) بوده و به‌طور واقعی همه ملزومات انجام حمل‌ونقل را دارا هستند. خطوط حمل‌ونقل دریایی که کشتی‌هایی را تحت مالکیت یا در اجاره خود دارند، شرکت‌های خطوط هوایی که هواپیماهایی را تحت مالکیت یا در اجاره خود دارند و شرکت‌های حمل‌ونقل زمینی بار که کامیون‌هایی را تحت مالکیت یا در اجاره خود دارند نمونه‌های بارزی از (PL2)ها می‌باشند.

  • ارایه‌دهندگان خدمات لجستیکی طرف سوم، شرکت‌هایی هستند که خدمات لجستیکی برونسپاری شده را در قالب قراردادهایی مشخص (معمولا بلندمدت) برای شرکت‌ها انجام می‌دهند. شرکت‌های (PL3) معمولا قسمتی یا گاهی وقت‌ها کل کارکردهای مدیریت زنجیره تامین شرکت‌های طرف قرارداد خود را برعهده می‌گیرند.به عبارتی، شرکت‌های خدمات لجستیک طرف سوم یا به اختصار (PL3)ها به شرکت‌هایی گفته می‌شود که سازمان‌های تولیدی یا خدماتی، بخشی یا کل امور لجستیکی خود را به آن‌ها برونسپاری می‌کنند.

    این شرکت‌ها معمولا در حوزه‌های حمل‌ونقل و انبارداری متخصص هستند و قادرند خدمات خود را با انواع مختلف و متنوعی از محصولات منطبق سازند.براساس تعریفی دیگر، (PL3)ها کسب‌وکارهایی تجاری‌ هستند که در زمینه اجرای عملیات لجستیکی مجزا و یا وظایف پیچیده لجستیکی (موجودی انبار شده، حمل‌ونقل، مدیریت سفارشات، توزیع فیزیکی و غیره) سرویس ارائه می‌دهند.شرکت‌های لجستیکی بزرگی همچون DHL, Wincanton, CEVA & NYK Logistics و تمام شرکت هایی که در سری موضوعات “معرفی شرکت های لجستیکی” مطرح شد، از نوع نسل سوم ارایه‌دهندگان خدمات لجستیکی محسوب می‌شوند.

    شرکت پایگان نیز با ارائه خدمات انبارداری، بسته بندی و ارسال بسته به کسب و کارها و بخصوص برای فروشگاه‌های اینترنتی در سراسر کشور، جزو شرکت های لجستیکی طرف سوم است.

  • این نسل از ارایه‌دهندگان خدمات لجستیکی (PL4) به‌صورت یک تشکیلات مستقل است که اساس آن نه بر پایه دارایی‌های سرمایه‌ای خدمات لجستیکی (مثل وسایل حمل‌ونقل و نگهداری) بلکه از نوع یکپارچه‌کنندگی است که منابع، قابلیت‌ها و فناوری‌های سازمان خود را با سایر شرکت‌ها و سازمان‌ها (شامل تولیدکنندگان، توزیع‌کنندگان و حتی شرکت‌های (PL4) یکپارچه کرده و از این طریق، راه‌حل‌های مدیریت زنجیره تامین جامع را برای مشتریانش طراحی، ایجاد و اجرا می‌کند.

    راه‌حل‌های جابجایی بار شرکت KAP نمونه شناخته شده‌ای از ارایه‌دهندگان خدمات لجستیکی طرف چهارم است که با دسترسی که به شرکت‌های حمل‌ونقل ملی و بین‌المللی دارد از طریق ارایه خدمات مشاوره‌ای و سازماندهی مجدد خدمات لجستیکی و تدارک مناسب باعث کاهش هزینه‌های لجستیکی مشتریان خود می‌شود. شرکت KAP بیشتر تاکید خود را بر شکل‌دهی محصولات، بازمهندسی فرایندهای بسته‌بندی و مونتاژ، همچنین باز سازماندهی فرایند توزیع گذاشته است و از این طریق غالبا باعث بهبودهای قابل‌توجهی بدون نیاز به استفاده از فناوری‌های پیچیده و زیاد برای مشتریان خود می‌شود.

  • ارایه‌دهندگان خدمات لجستیکی طرف پنجم، تقاضاهای مختلف (PL3)ها و اعضای مختلف زنجیره تامین را در یک ظرفیت حجیم تجمیع و یکجا می‌کند تا از این طریق آنها بتوانند با مذاکرات دوجانبه امکان توافق روی نرخ‌های مطلوب‌تری با شرکت‌های حمل‌ونقل (زمینی، دریایی، هوایی) داشته باشند. این نسل از ارایه‌دهندگان خدمات لجستیکی همچون نسل قبل (چهارم) بر پایه دارایی‌های سرمایه‌ای نبوده بلکه تلاش می‌کنند تا خدمات خود را در یک بستر الکترونیکی ارایه دهند. ویژگی کلیدی (PL5)ها تلاش آنها برای ایجاد همکاری مشارکتی بین اعضای یک زنجیره تامین با شرکت‌های لجستیکی به‌منظور حداکثر بهره‌برداری از ظرفیت‌های موجود با ایمن‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه‌حل ممکن می‌باشد.

    شکل‌دهی عمده‌فروشان مجازی برای یک سیستم توزیع، یکی از فعالیت‌هایی است که توسط (PL5)ها می‌تواند ارایه شود. این خدمت به‌خصوص برای بنگاه‌های کوچک و متوسط (SMEها) فضایی را فراهم می‌کند تا بتوانند علاوه بر فروش محصولات خود به عمده‌فروشان واقعی داخلی، از طریق عرضه محصولات خود توسط این عمده‌فروشان مجازی در بازارهای صادراتی و بین‌المللی نیز حضور داشته باشند.کارکرد اصلی (PL5)ها بیشتر برای زنجیره‌های تامین بین‌المللی بوده و باعث کمرنگ شدن نقش مرزهای کشورها در مراودات و تجارت جهانی می‌شوند.

 تعاريف و اصطلاحات حمل ونقل

  •  کارگو(cargo) به محصول یا کالایی اطلاق می شود که قرار است توسط حاملی به صورت حمل هوایی، حمل زمینی و یا حمل دریایی حمل شود.تمامی مواد، کالاها، مصالح،مال التجاره که به صورت حمل هوایی، دریایی و یا زمینی حمل می شود و دارای بارنامه هوایی،دریایی و زمینی است و یا دارای هرگونه رسید حملی از شرکت حمل کننده است اعم از چهارپایان، لوازم شخصی مسافران،اجزا و قطعات لوازم خودرو و …،نامه و حتی چمدان های همراه مسافر در کابین که توسط هواپیما حمل میشود را کارگو می نامند.

  • بارگير (Truck Body): بارگير قسمت ثابت يا غيرثابت از وسيله‌ي نقليه باري است كه كالا داخل يا روي آن قرار مي‌گيرد.

  •  كفي (Flat Semi Trailer): بارگير غيرثابتي است داراي كف پوشيده و بدون ديواره اطاق بار كه عموماً براي حمل آهن‌آلات، رول، كالاهاي بسته­بندي شده و در برخي موارد كانتينر استفاده مي‌شود.

  • بارنامه (Bill of Lading): برگ بهاداري است كاشف حقوق مالكيت كه مشخصات بار، وسيله نقليه، راننده و … در آن نوشته مي‌شود. طرح آن توسط سازمان راهداري و حمل ونقل جاده‌اي تهيه و از طريق امور اقتصادي و دارايي چاپ و به‌منظور حمل و نقل كالا در اختيار شركت‌ها و مؤسسات حمل و نقل بار قرار مي‌گيرد.

  • پايانه حمل بار (Goods Terminal): پايانه حمل بار محلي است به‌منظور ساماندهي امور حمل و نقل كالا و ارائه خدمات مورد نياز رانندگان وسيله نقليه عمومي باري و داراي كليه تأسيسات و امكانات براي ارائه خدمات وابسته به حمل و نقل كالا از قبيل سالن اعلان بار، مؤسسات و شركت‌هاي حمل ونقل كالا و ساير خدمات لازم و تعيين نرخ خدمات حمل و تعيين مقصد با مشاركت راننده، شركت يا مؤسسه و صاحب كالا مي‌باشد.

  • بارنامه حمل بين‌المللي با کاميون: اينگونه بارنامه‌ها که تابع کنواسيون حمل و نقل (CMR) صادر مي‌شود راهنامه بين‌المللي (CMR) ناميده مي‌شود. در بارنامه CMR (گيرنده، محل تحويل کالا، محل و تاريخ بارگيري، حمل کننده، فرستنده، مشخصات کالا و شماره ترانزيت کاميون و نام راننده و مشخصات کالا شامل وزن، تعداد، نوع کالا، تعداد بسته‌ها، نوع بسته‌بندي و علامت و شماره‌ها) قيد مي‌شود. CMR مي‌بايست به مهر ورود و خروج کشور مقصد ممهور گردد.

  •  حمل‌کننده (CARRIER): شخصي حقيقي يا حقوقي است که حمل و نقل کالا يا تصدي يا مسئوليت تدارک وسائط نقليه را عهده‌دار است.

  • تشريفات گمرکي (CUSTOMS FORMALITIES): کليه عملياتي است که بايد توسط شخص ذينفع و گمرک به‌منظور رعايت مقررات قانوني و آئين‌نامه‌هايي که گمرک مسئول اجراي آنها مي‌باشد، در ارتباط با نظارت بر اشخاص در مرزهاي گمرکي و ترخيص بار مسافر، کالا و وسايط نقليه در ورود و صدور ترانزيت انجام شود.

  • فهرست کل محموله (CARGO MANIFEST): فهرستي است از کالا، شامل محموله (بار) حمل شده در يک وسيله يا واحد نقليه. اين فهرست شامل مشخصات تجاري کالا نظير: شماره حمل، فرستنده، گيرنده، علائم و شماره‌ها، تعداد و نوع بسته‌ها، شرح و مقدار کالا مي‌باشد و مي‌توان آنرا بجاي اظهارنامه محموله بکار ‌برد.

  • ظرفيت كل ناوگان (Total Capacity of Fleet): حداكثر وزن مجاز كاميون با داشتن محموله مي‌باشد. (ناخالص حمل)

  • ظرفيت حمل ناوگان (Tonnage Capacity of Fleet): حداكثر وزن مجاز بارگيري بدون در نظر گرفتن وزن كاميون مي‌باشد. (خالص حمل)

  • كابوتاژ: عبارت است از حمل کالا از یک بندر کشور به بندر کشور دیگر و همچنین از یک گمرک به گمرک دیگر که از راه کشور همجوار صورت گیرد و برای کابوتاژ تشریفات گمرکی لازم است و دو نوع اظهارنامه گمرکی هنگام خروج کالا از بندر یا مرز و دیگری هنگام ورود به گمرک یا مرز دیگر تنظیم می‌شود.

  • ملكي راننده (Owner Drive): اين عبارت به اين معناست كه مالكيت وسيله نقليه صد درصد، بر طبق سند رسمي مربوط به راننده وسيله باشد.

  • ملكي شخص ديگر (Non Owner Drive): عبارت است از حالتي كه مالكيت وسيله نقليه بر طبق سند رسمي صد درصد متعلق به شخصيت حقيقي و حقوقي غير از راننده باشد.

  • ناوگان حمل ونقل عمومي جاده­اي بار(Road Goods Public Transport Fleet): به ناوگان حمل و نقل عمومي گفته مي‌شود كه فعاليت آنها صرفاً حمل و نقل بار از طريق جاده است و ظرفيت بارپذيري آن بيش از دو تن است.

اینکوترمز

  • اینکوترمز یک کلمه مرکب است که از ترکیب سه کلمه انگلیسی(International Commercial Terms) به معنی اصطلاحات بین‌المللی بازرگانی تشکیل شده‌است و به صورت گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. این اصطلاحات برای تفکیک هزینه‌ها و مسئولیت ها بین فروشنده و خریدار استفاده می‌شود. اینکوترمز به مسائل مرتبط با حمل کالا از فروشنده به خریدار پاسخ می‌دهد. مسائلی شامل حمل کالاها، ترخیص کالاها، واردات و صادرات کالاها، اینکه چه کسی مسئول پرداخت می‌باشد و اینکه ریسک جابجایی و انتقال کالا در مراحل مختلف حمل بر عهده چه کسی می‌باشد.

    اینکوترمز 2010 نسخه ي هشتم و نهایی از اینکوترمزها می باشد، که در 11 قانون تعریف شده و بر مبناي طریقه حمل به دو دسته کلی تقسیم بندي می شوند.

    گروه اول؛ این گروه شامل اینکوترم هایی می باشند که تمامی طرق حمل را در بر می گیرند و متشکل از 7 قانون می باشد.(EXW ,FCA ,CPT ,DAT )

    گروه دوم؛ این گروه شامل اینکوترم هایی می باشد که شامل راه هاي آبی دریایی و داخلی (درون کشوري) هستند.(FAS ,FOB ,CFR ,CIF)

    نقاط بحرانی محلی است که آیتم مورد بررسی(هزینه ها و خطرات) تا آن نقطه بر عهده فروشنده است.

  • EXW (تحویل در محل تعیین شده فروشنده )

    در این روش فروشنده، کالا را در محل تولید و یا انبار کالا قبل از بارگیری (Unloaded) به خریدار تحویل می دهد و کلیه مسئولیت ها و هزینه ها، اعم از بارگیري، حمل و نقل، بیمه، گمرك و ریسک خرابی کالا بر عهده خریدار است.

    DAT (تحویل در پایانه کشور مقصد)

    این اصطلاح بدین معنی است که فروشنده تمام هزینه هاي حمل ونقل (هزینه صادرات، حمل، تخلیه از حامل اصلی در بندر مقصد و هزینه هاي بندر مقصد) و فرض قبول تمامی ریسک ها تا پایانه مقصد را عهده دار می شود. پایانه می تواند بندر، فرودگاه، و مکان تبادل کالا تلقی گردد. ضمن اینکه حقوق ورودي، مالیات و هزینه هاي گمرکی برعهده خریدار می باشد.

    DAP (تحویل در نقطه اي معین در کشور مقصد)

    این اصطلاح می تواند براي تمامی حالات حمل و نقل استفاده شود، و یا در فرآیندي که در آن بیش از یک حالت حمل ونقل وجود داشته باشد. فروشنده مسئول هماهنگی حمل و تحویل کالا، آماده سازي جهت انجام تخلیه بار از وسیله نقلیه، در محل مورد توافق می باشد. در این روش پرداخت مالیات و پوشش بیمه بر عهده فروشنده نمی باشد.

    DDP (تحویل در مقصد با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی)

    فروشنده مسئول تحویل کالا در محل قید شده در کشور خریدار است، و پرداخت تمامی هزینه هاي انتقال کالا به مقصد از جمله حقوق ورودي و مالیات بر عهده وي می باشد. این ترم حداکثر تعهدات در فروشنده وحداقل تعهدات در خریدار را در بر می گیرد.

    CPT (کرایه حمل پرداخت شده)

    این قاعده که نوعی حمل مرکب می باشد، بر این مفهوم دلالت می کند که فروشنده کالا را تهیه، حمل داخلی و ترخیص صادراتی نموده، هزینه هاي ترخیص صادراتی را خود پرداخت می کند. بعلاوه حمل کننده کالا تا مقصد نهائی را انتخاب، قرارداد حمل را منعقد و کرایه را تا محل مشخص در قرارداد بعنوان مقصد نهائی پرداخت می نماید. ریسک و مسئولیت فروشنده زمانی که کالا را تحویل اولین حمل کننده می دهد خاتمه می یابد. همچنین پرداخت هزینه بیمه و عقد قرارداد بازرسی با خریدار است.

    FCA (تحویل به حمل کننده در محل مورد توافق)

    به معناي این است که فروشنده کالا را پس از ترخیص صادراتی در محل مقرر به حمل کننده تعیین شده از سوي خریدار تحویل می دهد. با توجه به اینکه محل تحویل کشور خریدار باشد، بارگیري با خریدار است و نقطه ریسک فرایند می باشد. هزینه حمل و بیمه با خریدار است، همچنین معمولاً و (نه الزاماً) عقد قرارداد حمل و بیمه به عهده خریدار می باشد.

  • FAS(تحویل در کنار شناور)
    محل خاتمه ریسک فروشنده کنار کشتی در بندر مبدا حمل است. مسئولیت عقد و پرداخت هزینه حمل، بیمه و بازرسی به عهده خریدار است.

    FOB(تحویل روی شناور)
    فوب یا FOB زمانی اتفاق می افتد که فروشنده وقتی کالا را از روي نرده کشتی در بندر مبدأ عبور داد ریسک خود را خاتمه داده است. هزینه حمل و همچنین عقد قرارداد حمل از بندر تحویل، بیمه و بازرسی به عهده خریدار می باشد.

    CIF (هزینه، کرایه و بیمه حمل)
    در این روش کالا وقتی از روي نرده کشتی بارگیري می شود، مسئولیت فروشنده خاتمه می یابد. ضمن اینکه هزینه حمل و بیمه و عقد قرارداد آن ها با فروشنده می باشد.

    CFR(هزینه و کرایه حمل)

    همان C&F سابق است ولی مخصوص حمل دریایی. کالا وقتی از روي نرده کشتی عبور می کند (بارگیري می شود) مسئولیت فروشنده خاتمه می یابد. پرداخت هزینه بیمه و عقد قرارداد آن با خریدار، و همچنین پرداخت هزینه حمل و عقد قرارداد آن با فروشنده می باشد.

  • ارز بیمه نامه باید همان ارز معامله باشد، اگر فروشنده ارز را عوض کرد نوسانات ارز بر عهده فروشنده می باشد.
    بیمه نامه باید دست کم 110% ارزش کالا را پوشش دهد به 10% اضافه عدم النفع گفته می شود. عدم النفع بابات پوشش هزینه هاییست که در پیش فاکتور دیده نشده است.
    بیمه نباید منبع استفاده(سود)قرار بگیرد. بیمه گر ذینفع بیمه نامه را به لحظه قبل از وقوع حادثه برمی گرداند یعنی سود نمی دهد زیان را جبران می کند.
    در صورت عدم تعیین کلوز بیمه فروشنده با ارائه کلوز C تعهدات خود را انجام می دهد.

باربري-حمل و نقل كالا-تخلیه و بارگیری-ترمینال-گمرک-ناوگان-پایانه-حمل زميني-اجاره كانتينر-استعلام بار-استعلام قیمت-صادرات كالا-واردات كالا-ترانزيت كالا -كرايه حمل-كرايه كاميون-حمل بار به خارج-حمل بار از خارج-حمل دريايي-حمل هوايي-سرویس-خدمات-قرارداد-بازاریابی-شعب- FOB ،FOC